فروشگاه
☰ X
کد خبر: ۱۱۱۱۹

رضا داوری اردکانی| ایران بیشتر از یک کشور است

رضا داوری اردکانی| ایران بیشتر از یک کشور است
بزرگ دانستن ایران یک دعوی احساساتی نیست، گواهی تاریخ است. مغول‌ها به قصد کشورگشایی و تصرف سرزمین به ایران هجوم نیاوردند بلکه آمدند بکشند و ویران و نابود کنند، اما چندان دیر نپایید که گویی از مغول‌بودن منصرف شدند و دیگر مغول نبودند. ایران عنصر مغولی در وجودشان را نابود کرد و آنها را در خدمت خود گرفت.
شنبه ۲۹ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۷

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی - رضا داوری اردکانی: |یران در جغرافیا و سیاست کشوری در عداد کشور‌های دیگر است، اما عظمتی دارد که نظیرش را کمتر می‌توان یافت. ایران چیزی بیش از یک کشور است. ایران تاریخی بزرگ است و او جوهری در درون دارد که آن را از بلا‌های هولناک و فتنه‌های روزگار حفظ می‌کند. چنانکه در طی تاریخ چند هزارساله‌اش مصیبت و بلا و شکست و حتی دوران‌های ابتلا به بی‌خردی کم نداشته، اما هر بار از آتش فتنه سرفراز بیرون آمده است. خدا کند که این بار هم چنین باشد.

بزرگ دانستن ایران یک دعوی احساساتی نیست، گواهی تاریخ است. مغول‌ها به قصد کشورگشایی و تصرف سرزمین به ایران هجوم نیاوردند بلکه آمدند بکشند و ویران و نابود کنند، اما چندان دیر نپایید که گویی از مغول‌بودن منصرف شدند و دیگر مغول نبودند. ایران عنصر مغولی در وجودشان را نابود کرد و آنها را در خدمت خود گرفت.

حادثه مهمی که به آن توجه نشده است پدید آمدن زبان فارسی در زمانی است که مردم سرزمین‌های اسلامی زبان قومی را رها می‌کردند و زبان عربی را می‌پذیرفتند در آن زمان ایران زبان سراسری نداشت و در ظاهر مستعد رو کردن به زبان عربی بود، به خصوص که اهل ادب و فرهنگ و دانش ایران زبان عربی آموخته و می‌آموختند و آن را گرامی می‌داشتند و قصدشان از قوام بخشیدن به زبان فارسی به هیچ‌وجه مقابله و مخالفت با زبان عربی نبود؛ و مگر رودکی با مقام بزرگی که در تحکیم زبان فارسی دارد، استاد زبان و ادب عربی نبود. اما ایران به زبان فارسی نیاز داشت و می‌بایست زبان فارسی پدید آید تا یکی از دوران‌های بزرگ تاریخش را با آن آغاز کند که بخش بزرگ و بی‌نظیری از آثار شعر و هنر و دانش و فرهنگ جهان به آن تعلق دارد.

جهان کنونی با همه دعوی‌هایش جهان کینه و دشمنی و مجال غلبه زشتی و پلشتی بر زیبایی و پاکیزگی است. شاعران پاسداران زیبایی و پاکیزگی‌اند و اگر خورشید درخشان شعر هزارساله فارسی نبود، جهان افسرده‌تر و پربلاتر و نومیدتر بود. سخن این نیست که اگر فردوسی و حافظ نبودند جهان چیزی کم داشت، بلکه نمی‌دانیم اگر نبودند جهان به طور کلی و به خصوص جهان ما چه بود و چه صورتی داشت.

درک و فهم وضع کنونی و آینده ایران دشوار است و گویی زبان، تسلیم شعار و کلمات احساساتی شده است. در شعر فارسی صد سال اخیر هم که ممتازترین صورت تفکر ایران و جلوه‌گاه درک و بینش ماست، آینده تیره و پر از هول و تشویش است و پیداست که در این شرایط چندان طرحی برای فردا نباشد.

کشور ما موقع و مقام ژئوپلیتیک حساس و مهمی دارد. این وضع و موقع می‌تواند برای ما سودمند باشد یا موجب شود که قدرت‌های جهانی از پیشرفت ایران جلوگیری کنند که مبادا با اعمال قدرت منافع آنها را به خطر اندازد. از حیث تاریخی هم سابقه خرد عملی چند هزارساله و خرد نظری ریشه‌دار دارد، اما ایران مبتلی و دردمند است و طبیبانی که دردش را بشناسند کم و اندکند. معهذا با امید به لطف الهی و با شجاعت فرزندان دلاورش از بلای کنونی نیز پیروز و سرفراز بیرون خواهدآمد.

بخش دیدگاه محملی برای انعکاس نظرات اهل قلم، پژوهشگران و دانشگاهیان است تا آرای پژوهشی جدید خود را در دسترس علاقمندان به تاریخ و فرهنگ ایران معاصر و تحولات انقلاب اسلامی قرار دهند؛ لذا ضمن سلب مسئولیت نسبت به محتوا و رویکرد علمی پژوهشگران، پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی پذیرای تمام جستارها، یادداشت‌ها و پژوهش‌هایی است که در باب تاریخ و سیاست ایران معاصر تدوین و نگاشته شده، و آن را در اختیار دیگر علاقمندان این حوزه قرار خواهد داد.

این خبر را به اشتراک بگذارید: